تاريخ : چهارشنبه 10 خرداد 1391 | 15:56 | نويسنده : مامان مريم

خدایا من اگر بد کنم تو را بنده های خوب فراوان است.......اما اگر تو مدارا نکنی مرا خدای دیگر کجاست؟؟؟

 
                       


تاريخ : يکشنبه 19 مهر 1394 | 12:48 | نويسنده : مامان مريم

یه چند وقتی بود لباس شویی و فراموش کرده بود و دیگه بهش گیر نمیداد نمیدونم چی شده دوباره باز برگشته سر فاز قبلیش حالا من چطوری باید باهاش کنار بیام و خدا میدونه بعضی وقتا میگم چون باباش خیلی باهاش راه میاد واسه همینه که پر توقع شده.

سال بعد میره پیش دبستانی ولی من از حالا نمیدونم چی میشه آخه برسام دیر شروع کرده به حرف زدن نمیدونم تا اون موقع صحبت کردنش کامل میشه یا نه.

بعضی وقتا بی قراری میکنه وقتی که سر کاریم و حسابی کلافمون میکنه که بیاد پیش ما حالا بماند که چقدر اطرافیان و اذیت میکنه و من مدیون مامان و بابام میشم.

بعضی وقتا غصه میخورم که چرا زودتر شروع نمیکنه به جمله سازی تا خیالم از حرف زدنش راحت شه موهاش و از ته تراشیدیم تا دوباره جون دارو حالت دار رشد کنه ولی بازم مثل قبله لخت و بی حالته.

تابستون روزمون تو پارک میگذشت بس که بد عادت شده بودی واسه بازی های بی حد و اندازه الانم که هوا سرد شده گیر میدی به پارک و تاب بازی.


تاريخ : شنبه 11 بهمن 1393 | 8:17 | نويسنده : مامان مريم

سلام پسر عزیزم

7 بهمن تولد بابایی بود و من و تو یه تولد سه نفره واسش گرفتیم کادوهامونم دادیم ولی خیلی حال داد آخه حسابی غافلگیرش کردیم.

کم کم داریم آماده جابه جایی کامل میشیم واسه خونه جدید آخه تو اونجارو بیشتر از این خونه قبلی دوست داری.

عزیز من کم کم داری بزرگ میشی و درکت از دنیای اطرافت و آدما بیشتر میشه.

دیگه بد و خوب و تشخیص میدی غصه و ناراحتی و شادی و خوشحالی و درک میکنی یه ذره با بچه های همسنت فرق داری آقای دکتر صادق زاده گفت یه ذره پیش فعالی فکری داری که خیلی باید کمکت کنیم تا استفاده درست ازش بشه.

بیشتر دنبال اینی که کشف کنی وسایلای برقی چطور کار میکنن البته یه کمم خطرناک شدی که باید خیلی مواظبت باشم .

بعضی روزا خونه مادر جون شلوغ میکنی و سر و صدا راه میندازی که بیاین من و ببرین.بعضی وقتا میای شرکت مامانینا مهمون.

خلاصه عزیز دل من شدی همه زندگی من و بابا دوست دارم بوس


تاريخ : سه شنبه 30 دی 1393 | 10:32 | نويسنده : مامان مريم

سلام سلام سلام

امروز خیلی خیلی دلم میخواست بنویسم از همه چی خودم برسامی عزیزم آقای پدر و .....

دیگه هم تکراریه بابت نیومدنام از دوستان عذر خواهی کنم که خیلی وقته بهشون سر نزدم هم دیگه روم نمیشه

بعد 10ماه بالاخره تصمیم گرفتیم بیایم و وبلاگ شمارو بروز کنیم. امسال خونه قبلی و فروختیم و خونه جدید خریدیم ولی هنوز جا به جا نشدیم و تو خونه قبلی هستیم بنا به پاره ای از دلایل

برات از تبلتت بگم که جراعت نداریم بهش دست بزنیم چون آقای محترم عصبانی میشن 

تولد بابایی نزدیکه نمیدونم براش کادو چی بخرم واینکه آیا تا 7 بهمن میریم خونه جدیده یا نه اما مطمعنم نمیریم چون هنوز کارای اون خونه تموم نشدهغمگین

پسر دایی علی آقای تپل(امیر علی) به جمع خاندان اضافه شده .سعی میکنم ازش عکس بذارم تو وبلاگ.تو هم داداش صداش میزنی و عاشقشی.

دایی سجادینا رفتن سمنان و ما هم یک بار رفتیم خونشون مهمونی. ولی زود زود میان دیدنمون

شما پسر آروم و ساکت مامان یه مدته تبدیل شدی به جکی جان و خلاصه نمیشه باهات کنار اومد چون زودعصبانی میشی و فنون خود ساخته ات و رو ما پیاده میکنی.

عاشق عروسی هستی و گیر میدی فیلم عروسی ببینی و بعدش داستان داریم سر اینکه باید همون لحظه بریم تو همون فیلم عروسی تا آقا مستقیم عروس و ببینهخنده

مادر جون و پدر جون هر روز کلی برات وقت میذارن حتی بیشتر از مامانو بابا ایشالله ک بزرگ بشی جبران کنی

سپهرو سوگند که میان کلی ذوق داری ولی یه ساعت بعد از دیدنشون جنگ جهانی شروع میشهگریه

دیگه بگم از روژین که تو رو خیلی دوست داره ولی تو فعلا بلد نیستی قدر نعمتای خدا رو بدونی و ازش فراری هستی

کم مونده واسه تولدت امسال خیلی دوست دارم تولدت با سالهای قبل متفاوت باشه

فکر میکنم فعلا واسه شروع بس باشه خدا بخواد دیگه سعی میکنم زود به زود بیام واسه بروز رسانی وبلاگت

عاشق تو (مامان مریم)

 

 

 


تاريخ : شنبه 16 فروردين 1393 | 20:07 | نويسنده : مامان مريم

سلام به همه دوستای خوبم دلم واستون خیلی تنگ شده این روزا وقتم حسابی پره اصلا زمان نمیمونه واسه پست گذاشتن الانم آقا برسام خوابه تا 10 شب بیدار شه و تا صبح سر حال بازی کنه نذاره ما بخوابیمآخ

خلاصه ما که از حالا داریم انرژی میگیریم واسه شب زنده داری

امروز تولد برسامه طبق معمول با تاخیر براش تولد میگیرم چون تازه شروع کاره و نمیشه به این زودی مرخصی گرفت

ولی به زودی با عکسای تولد برسام برمیگردم

زودتر میام همتون و ببینیم

بای بای


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 19 صفحه بعد